X
تبلیغات

کد دعای فرج برای وبلاگ

هو الله الذی لا اله الا هو...
عشق یعنی اینکه خود را ساختن؛ بعد از آن بر دیگری پرداختن!
هو الله الذی لا اله الا هو...

۷۸۶

هیچ داری از دل مهدی(عج) خبر؟

گریه های هر شبش را تا سحر؟

او که ارباب تمام عالم است؛

من بمیرم؛سر به زانوی غم است

شیعیان! مهدی(عج) غریب و بی کس است

جان مولی معصیت دیگر بس است

شیعیان بس نیست غفلت هایمان؟

غربت و تنهایی مولایمان؟

ما عبید و عبد دنیا گشته ایم

غافل از مهدی(عج) زهرا گشته ایم

من که دارم ادعای شیعه گی

چه بگویم من؟ به جز شرمندگی....

مهناز | 10:10 - سه شنبه شانزدهم مهر 1392


۷۸۶

هوایی رو که تو نفس میکشی

دارم راه میرم بغل میکنم

تو با من بمون تا ته این سفر

من این ماه رو ماه عسل میکنم

مهناز | 19:18 - چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392


۷۸۶

مردی همسر و سه فرزندش را ترک کرد و در پی روزی خود و خانواده اش راهی سرزمینی دور شد... فرزندانش او را از صمیم قلب دوست داشتند و به او احترام می گذاشتند.
 
مدتی بعد ، پدر نامه ی اولش را به آن ها فرستاد. بچه ها آن را باز نکردند تا آنچه در آن بود بخوانند ، بلکه یکی یکی آن را در دست گرفته و بوسیدند و گفتند : این نامه از طرف عزیزترین کس ماست.

 سپس بدون این که پاکت را باز کنند ، آن را در کیسه‌ی مخملی قرار دادند ... هر چند وقت یکبار نامه را از کیسه درآورده و غبار رویش را پاک کرده و دوباره در کیسه می‌گذاشتند... و با هر نامه ای که پدرشان می فرستاد همین کار را می کردند.

سال ها گذشت. پدر بازگشت، ولی به جز یکی از پسرانش کسی باقی نمانده بود، از او پرسید : مادرت کجاست ؟ پسر گفت : سخت بیمار شد و چون پولی برای درمانش نداشتیم، حالش وخیم تر شد و مرد.
 
پدر گفت : چرا ؟ مگر نامه ی اولم را باز نکردید ؟ برایتان در پاکت نامه پول زیادی فرستاده بودم! پسر گفت : نه . پدر پرسید : برادرت کجاست ؟ پسر گفت : بعد از فوت مادر کسی نبود که او را نصیحت کند ، او هم با دوستان ناباب آشنا شد و با آنان رفت .

پدر تعجب کرد و گفت : چرا؟ مگر نامه ای را که در آن از او خواستم از دوستان ناباب دوری گزیند ، نخواندید؟ پسر گفت :نه ...

مرد گفت : خواهرت کجاست ؟ پسر گفت : با همان پسری که مدت ها خواستگارش بود ازدواج کرد الآن هم در زندگی با او بدبخت است. پدر با تأثر گفت : او هم نامه‌ی من را نخواند که در آن نوشته بودم این پسر آبرودار و خوش نامی نیست و من با این ازدواج مخالفم ؟ پسر گفت : نه ...


این داستان شما رو یاد چیزی نمیندازه؟؟؟؟

مثلا یاد قرآن کریم که خداوند در آن تمام راه  و روش صحیح و سالم زندگی کردن و رسیدن به سعادت دنیوی و اخروی رو برامون شرح داده ولی .... نباید فراموش کنیم:

فقط احترام ظاهری و بوسبدن جلد قرآن ما رو به سعادت نمیرسونه...


قرآن کتابی است که نام بیش از 70 سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است و بیش از 30 سوره اش از پدیده های مادی و تنها 2 سوره اش از عبادات! آن هم حج و نماز!
کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست...
این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند، لایه اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و برای تقدیس و تبرک و اسباب کشی بکار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد شانه و ... شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب گذاشتند.
و بالاخره، اینکه می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد
دکتر شریعتی
 



مهناز | 10:51 - سه شنبه پانزدهم اسفند 1391


۷۸۶

توقع

چیزی است که همه دارن اما

میخوان تو نداشته باشی!!

و اعصاب

چیزی است که هیچ کس ندارد

و همه میخوان تو داشته باشی!!

مهناز | 15:11 - دوشنبه سی ام بهمن 1391


۷۸۶

خداوند میبیند و سکوت میکند...

مردم نمیبینند و فریاد میزنند

.....

مهناز | 15:39 - سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1391


۷۸۶

دلم هوای غزل کرده است

هوای زمزمه در یک اتاق دربسته

که رمز هیچ کلیدی

به قفل آن نخورد

...

دلم هوای غزل کرده است

هوای زمزمه در آن اتاق دربسته

که تو کلیدش را

            ربوده ای ازمن...

مهناز | 22:58 - دوشنبه ششم شهریور 1391


 پیامبر گرامی اسلام میفرمایند:  

شخص روزه دار در عبادت است گر چه در رختخوابش باشد، تا زمانیکه غیبت مسلمانی نکند .

 

 

 

 

مهناز | 14:59 - سه شنبه بیستم تیر 1391


۷۸۶

(درخواستهای دنیایی شیطان از خدا)

بعد از رانده شدن شیطان از درگاه الهی و فرستادنش از بهشت به سوی زمین عرض کرد:

پروردگارا ! مرا به سوی زمین فرستادی و از درگاه خود راندی و از نعمتهای بهشت محرومم کردی.من در دنیا احتیاجاتی دارم که بتوانم با آنها در زمین زندگی کنم.آنها را برایم مهیا کن که در مضیقه نباشم.

خطاب شد که حاجات تو چیست؟آنها را بگو تا براورده سازم.

شیطان عرض کرد: خدایا! من محتاج خانه و منزلم و به من در دنیا خانه ای عنایت فرما.

خطاب شد: خانه تو را حمام قرار دادم.( یکی از احکام داخل شدن به حمام گفتن اعوذ بالله من الشیطان الرجیم است تا شیاطین به انسان نگاه نکنند)

عرض کرد من محتاج نشستن هستم ، جایی و مکانی را برای نشستن میخواهم.

خطاب شد : جای نشستن تو بازارها ، کوچه ها ، خیابانها و مغازه هاست.آنجا مینشینی تا مردم را به گناه کم فروشی ، رشوه ، ربا ، غش در معامله ، نگاه کردن به ناموس مردم، دروغ گفتن، خیانت کردن و... میکشانی.

عرض کرد: خدایا! من غذا میخواهم ، غذای من از کجا تامین شود؟

خطاب شد: غذای تو را در سفره ای قرار دادم که بر سر آن ( بسم الله الرحمان الرحیم ) گفته نشود.

عرض کرد: خدایا! من احتیاج به آب و چیزهای آشامیدنی دارم، آنها را از کجا بدست آورم؟

خطاب شد: نوشیدنی های تو شراب و هر چیز مست کننده است.

عرض کرد: من اذان و اذان گو میخواهم.برای من اذان و اذان گو قرار بده.

خطاب شد: اذان تو وسائل موسیقی و مؤذن تو از کسانی است هستند که با این آلات مینوازند و آنها را به کار میگیرند.

عرض کرد: من احتیاج به قرآن دارم، برای من قرآنی قرار بده که در آن نگاه کنم و سرگرم باشم.

خطاب شد: قرآن تو شعر است { منظور شعر های عبث و بیهوده و بد میباشد }

عرض کرد: من احتیاج به کتاب دارم، برای من کتابی قرار بده که در آن نگاه کنم و آن را مطالعه کنم.

خطاب شد: کتاب تو وَشم ؛ یعنی خالکوبی که بعضی روی بدن و بازوی خود میزنند، میباشد.

عرض کرد: من احتیاج به حدیث دارم ، برای من حدیثی قرار بده.

خطاب شد: حدیث تو دروغ است.کسانی که دروغ میگویند حدیث تو را میگویند.

عرض کرد : من برای ادامه زندگی دام و شکار میخواهم.برای من دام و وسیله شکار قرار بده.

خطاب شد: زنان سست ایمان و بی تقوا را وسیله صید کردن و به دام انداختن مردم برای تو قرار دادم.


ادامه دارد...

منبع: کتاب نصایح شیطان به نقل از کتاب:المحجة البیضاء، ج ۵، ص ۶۲

مهناز | 18:55 - یکشنبه یازدهم تیر 1391


786

یه نفر دوست گناهکارش رو که تازه مرده بود خواب میبینه.دوست گناهکار بهش میگه: ببین هر چی تا حالا در مورد سوال و جواب قبر و قیامت و نامه ی اعمال و... میگن دروغه...!!!!!

اونی که خواب دیده بود میپرسه: وا؟ مگه میشه ؟ یعنی چی که دروغه؟

میگه : شنیده بودم وقتی کسی میمیره دو نفر میان و ازش سوال و جواب میکنن، ولی من به محض اینکه مُردم منو انداختن تو آتیش!!!

..........

خوش به حال اونایی که بدون سوال و جواب میرن بهشت..

مهناز | 20:50 - جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391


   عالم محضر خداست، در محضر خدا گناه نکنیم

حضرت علی (ع): اگر خداوند برای نافرمانی از خودش هشدار نمیداد باز هم واجب بود به شکرانه ی نعمتهایش نافرمانی نشود.۱ 

در زمانی که کنی قصد گناه

گر کند کودکی از دور نگاه

شرم داری زگنه در گذری

پرده ی عفت خود را ندری

شرم بادت زخداوند جهان

که بود واقف اسرار نهان..

رسول اکرم(ص) میفرمایند: از گناهان دوری کنید، زیرا گناهان خوبیها را محو میکند، همانا بنده گناه میکند و به سبب آن دانشی را که داشته فراموش میکند.۲

همچنین میفرمایند: وقتی گناهی مخفی بماند به جز گناهکار کسی را ضرر نمیرساند و اگر آشکار شود و از آن جلوگیری نکنند برای همه ی مردم زیان دارد.۳

و در جایی دیگر میفرمایند: هرکس گناهی را مرتکب شود از او عقلی جدا شود که دیگر هرگز باز نگردد.۴

امام محمد باقر (ع) در مورد گناه میفرمایند: تعجب است از کسی که به خاطر ترس از بیماری از خوردن غذا پرهیز میکند، چگونه از ترس آتش دوزخ از گناهان پرهیز نمیکند.۵

اما اگر به این مرض و بیماری(گناه) دچار شدیم چه کنیم؟!

گناهان درد،و داروی آنها استغفار و شفایش باز نگشتن به گناه است.حضرت علی (ع)۶

۱) نهج البلاغه حکمت ۲۹۰

۲) نهج الفصاحه ح ۱۶۲۳

۳) نهج الفصاحه ح ۲۰۳

۴) المحجة البیضاء

۵) بحارالانوار۷۷/۱۷۸/۱۰

۶) غرر الحکم ۱۸۹۰/۷۲/۲

مهناز | 23:49 - پنجشنبه هفدهم فروردین 1391



name
وبلاگافکت نوار وضعیت
دیگر صفحات آرشیو